و انتهای این قصه‌ی سرد و سفید


همیشه سبز خواهد بود


تا رسیدن سال نو ، تنها یک سلام خورشید باقی ست . . .


 



تاريخ : پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۸ | 20:3 | نویسنده : روژین |

تولدم مبارك!!!

22 ساله شدم

 

پ.ن:وقتي اين پست منتشر ميشه من دانشگاهم

25 دي ماهه كه دارم اين پست رو مي نويسم.

**يادگاري**



تاريخ : یکشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۰۵ | 3:49 | نویسنده : روژین |

 

سلام بانو
اگر هنوز مردی را نیافته ای تا معنای نگاهت را بفهمد و غم چشمهایت را بخواند تنها بمان...
فرقی هم نمیکند چه سنی باشی
اگر هنوز که هنوز است مرد زندگی ات را نیافته ای تنها بمان....
تو را چکار به حرف مردم!
بگذار هر چه می خواهند بگویند
گاهی تنهایی بهترین انتخاب است....
لایق تو کسی نیست جز آن کسی که تو را انتخااب می کند نه امتحان...
تو را نگاه کند نه اینکه ببیند...
تو را حس کند نه اینکه لمست کند...
تو را بسازد نه اینکه بسوزاند...
تو را بیاراید نه اینکه بیازارد...
تو را بخنداند نه اینکه برنجاند...
تو را دوست بدارد و بدارد و بدارد.
ساده زندگی کن اما ساده عبور نکن
از دنیایی که تنها یکبار تجربه اش می کنی!
ساده بازگرد اما هرگز برنگرد به دنیای کسی که به زخم زدنت عادتت کرده
حتی اگر شاهرگ حیاتت را در دستانش یافتی!
و به یاد داشته باش : هیچ کس ارزش شکسته شدن ارزشهایت را ندارد...
گاهی خودت را زندگی کن

 



تاريخ : یکشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۲۱ | 12:3 | نویسنده : روژین |



تاريخ : یکشنبه ۱۳۹۳/۰۹/۳۰ | 18:55 | نویسنده : روژین |

سلامتی پسری که یه روز عاشق شد. . .

 

سلامتی دختری که یه روز عاشق شد. . .

 

سلامتی پسری که اندازه یه نگاه هم به عشقش خیانت نکرد. . . 

 

سلامتی دختری که هیچی کم نذاشت. . .

 

سلامتی عشق پاکشون. . .

 

سلامتی اون همه خاطره ها و شیطنت هاو دیووونه بازی های زیر بارونقرار گذاشتن ها خیس 

شدن ها از سرما به خود لرزیدن ها. . .

 

سلامتی دوستی که زیراب پسرو به دروغ زد. . .

 

سلامتی دختری که حرف دوست مثل خواهرش رو باور کرد. . .

 

سلامتی دختری که بی خبر خطش خاموش شد. . .سلامتی اون قسم ها اون دوست دارمهایی که 

هیچوقت تحویل داده نشد. . .

 

سلامتی پسری که هر چی قسم خورد خواهش کرد اثری نداشت. . .

 

سلامتی دختری که با چشم خیس به پسر گفت ازت بدم میاد. . .

 

سلامتی پسری که رفت خدمت تا زود برگرده و دلشو بدست بیاره بره خواستگاری. . .

 

سلامتی ۲۱ ماه پست دادن ها و لحظه شماری ها دور بودن ها. . .

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ۱۳۹۳/۰۵/۲۰ | 17:14 | نویسنده : روژین |

دوران کودکی

دلم... بچگيمو مي خواد!!!
ﭘـﺎﻫـای ﺷـﻨــﯽ ﺩﺳـﺘـﺎﯼ ﮐـﺎﮐـﺎﺋـﻮﯾـﯽ !
ﺩِﻟــَـﻢ ﻣــﯿـﺨـﻮﺍﺩ ﻭﻗـﺘـﯽ ﺑـلـاﻝ ﻣـﯿـﺨـﻮﺭﻡ ﮐـُـﻞ ﺻـﻮﺭﺗـﻢ ﺯﻏـﺎﻟـﯽ ﺷـﻪ!
۱۰۰ ﺑـﺎﺭ ﯾـﻪ ﺳــﺮﺳـﺮﻩ ﯼ ۱ ﻣـﺘـﺮﯼ ﺭﻭ ﺑـﺮﻡ ﺑـﺎﺯﻡ ﺧـﺴﺘـﻪ ﻧـﺸـﻢ !
ﭼـﺎﯾـﯽ ﺭﻭ ﺑـﺎ ۱۰ ﺗـﺎ ﻗـﻨـﺪ ﺑـﺨـﻮﺭﻡ !
ﺑـﺴـﺘـﻨﯽ ﻭ ﭘـﻔـﮏ ﻭ ﻟـﻮﺍﺷـک ﻮ ﺑـﺎ ﻫـﻢ ﺑـﺨـﻮﺭﻡ !
ﺳـر ﭼــﯿـﺰﺍﯼ ﻣـﺴـﺨـﺮﻩ ﺍﻧـﻘـﺪ ﺑـﺨـﻨـﺪﻡ ﺑــﯿـفـﺘـﻢ ﮐـﻒ ﺍﺗـﺎﻕ !
ﻋـﯿـﺪﯾـﺎﻣـﻮ ﺑـﺮﯾـﺰﻡ ﺗـﻮ ﺍﻭﻥ ﻗـُـﻠــَـﮏ !
کـفــش هـای پـاشـنـه بُــُــُــُـلـنـد مـامـانـمـو بـپـوشـم و راه بـرم !
ﺩِﻟــَـﻢ ﻣــﯿـﺨـﻮﺍﺩ ﺑـﺎﺯﻡ ﺭﻭ ﺩﯾـﻮﺍﺭا ﻧــﻘــﺎﺷــﯽ ﮐـﻨـﻢ !
ﺩِﻟــَـﻢ ﻣــﯿـﺨـﻮﺍﺩ ﻭﻗـﺘـﯽ ﮔـﺮﯾـﻪ ﻣـﯿـﮑـﻨـﻢ ﻣـﺎﺩﺭﻡ ﺍﺷـﮑـﻤـﻮ ﭘـﺎﮎ ﮐـﻨـﻪ ﻧـﻪ ﭘــﯿﺮﻫـﻦ ﺗـﻨـﻢ !
۱۰۰۰ ﺗـﻮﻣﻦ ﺗـﻮ ﺟـﯿـﺒـﻢ بـآﺷـﻪ ﺍﻣـﺎ ﺩﻟـﻢ ﺧــﻮﺵ ﺑـﺎﺷـﻪ !
ﻭﻟـﻢ ﮐـﻨـﯽ ﺗـﺎ ﺻـُـﺐ ﺗـﻮ ﺷـﻬـﺮﺑـﺎﺯﯼ ﺑـﻤـﻮﻧـﻢ !
ﺑـﺰﺭﮔـﺘـﺮﯾـﻦ ﺍﺷـﺘـﺒـﺎﻫـﻢ ﺍﯾـﻦ ﺑـﻮﺩ ﮐـﻪ ﺁﺭﺯﻭ ﮐـﺮﺩﻡ ﺑـﺰﺭﮒ ﺷـﻢ!!



تاريخ : دوشنبه ۱۳۹۳/۰۵/۱۳ | 11:28 | نویسنده : روژین |
بزرگ شدیم و فهمیدیم که دارو آبمیوه نبود!!!!! بزرگ شدیم و فهمیدیم بابابزرگ دیگر هیچ وقت بازنخواهد گشت،آنطور که مادر گفته بود!!!!!! بزرگ شدیم و فهمیدیم چیزهایی ترسناک تر از تاریکی هم هست............ بزرگ شدیم........ به اندازه ای که فهمیدیم پشت هر خنده ی مادر هزار گریه بود!!! و پشت هر قدرت پدر یک بیماری نهفته...... بزرگ شدیم و یافتیم که مشکلاتمون دیگر درحد یک شکلات،یک لباس یا کیف نیست....... و اینکه دیگر دست هایمان را برای عبور از جاده نخواهند گرفت و یا حتی برای عبور از پیچ و خم های زندگی!!!! بزرگ شدیم و فهمیدیم که این تنها ما نبودیم که بزرگ شدیم،بلکه والدین ما هم همراه ما بزرگ شده اند و چیزی نمانده که بروند! و یا هم اکنون رفته اند........ خیلی بزرگ شدیم وقتی فهمیدیم سخت گیری مادر عشق بود،غضبش عشق بود و تنبیه اش عشق...... خیلی بزرگ شدیم وقتی فهمیدیم پشت لبخند پدر خمیدگی قامت اوست!!!!!!! عجب دنیایی ست و عجیب تر از دنیا چیست و چه کوتاه ست عمر...

 

معذرت می خواهم فیثاغورس! پدر سخت ترین معادلات ست! معذرت می خواهم نیوتن! راز جاذبه مادر است! معذرت می خواهم ادیسون! اولین چراغ های زندگی ما، پدر و مادر هستند..........



تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۳/۰۵/۰۸ | 22:27 | نویسنده : روژین |

خيلي خيلي خيلي دلم تنگيده...

نمي دونم چراااااااااااااااااا..........؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!

حتي حوصله نت رو هم ندارم ديگه

"شايد با آمنديش رد نزنداگني لماح رتهب هبش"

هيچي بي خيال اينم زبون مخصوصا منه موقع ناراحتي

فقط خودم مي فهمم چي گفتم

 

 

 

 



تاريخ : پنجشنبه ۱۳۹۳/۰۵/۰۲ | 11:1 | نویسنده : روژین |